خرید بک لینک

عشق...چه بی منطق...چه بی رحمانه

بیقرارت می کند...به آتشت می کشد...

نفست را.......................

چه بی پناه تو را از روزگار التماس می کنم

دلتنگی ...........دلتنگی......... آه از دلتنگی...

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:33 توسط nobody |

برچسب: دلتنگی, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 12:23

خدای من سخته...

تو میدونی که چه آتشی به سینه منِ...

تو میدونی که نفس کشیدن برای من دشوار شده...

و فقط تو میدونی جایی میون سینه من حفره ای باز شده...

کمکم کن...طاقت ندارم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ساعت 14:47 توسط nobody |

برچسب: خدای, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54

تومگو ترین راز منی!نگهت میدارمسختنگهت میدارمدشوارنگهت میدارمدر آغوش!نگاهم کن گاهی!دل خوش میشوم به همین!به اینکه بی هوا چشمم بیفتد به تقویم و ببینم ایستاده روی 6 اردیبهشت به وقت دوتایی مان!آرزویت کنم با اینکه میدانمتو مگو ترین راز منی...

برچسب: ترین, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54

تو بگو....چه کنم با دلی که داره روی دستم جون میده...

برچسب: دلتنگتم,لعنتی, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54


عاقبت یه جایی یه وقتی دلت اهلی یک نفر میشود و دلت برای نوازشهایش تنگ میشودحتی برای نوازش نکردن هایش...
تو می مانی و دلتنگیها تو می مانی و وقلبی که لحظه ی دیدار تند تر می تپد سراسیمه میشوی دلواپس می شوی و دلبسته می شوی...

تو نیستی و حالا من مانده ام و یک دنیای بی پایان بغض...

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:12 توسط nobody |

برچسب: عاقبت, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54

صفحه بندی